الشيخ السبحاني
131
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)
نيست ، بلكه آن امام است كه هدايت او ، مجرد از دعوى نبوت مىباشد . « 1 » در احاديث به اين پرسش بهطور ديگرى پاسخ گفته شده است و آن اين كه ، مقصود از « هادى » در اين آيه مطلق راهنما نيست تا گفته شود پيامبر نيز هادى امت و راهنماى مردم است ، پس چرا هدايت در اين آيه از آن جانشينان پيامبر شمرده شده است ؛ بلكه مقصود از آن ، هدايت است به آنچه پيامبرى آن را آورده است . امام باقر در تفسير اين آيه مىفرمايد : « ولكلّ زمان منّا هاد يهديهم إلى ما جاء به نبيّ اللّه ؛ « 2 » در هر زمان از خاندان وحى ، راهنمايى است كه مردم را به آنچه پيامبر خدا آورده است رهبرى مىنمايد » . بنابر اين تفسير ، مقصود از « هادى » جز امام و جانشين او نمىتواند باشد . توضيح اين سخن اين است كه ، پيامبر در حقيقت پايه گذار انقلاب و نهضت است و امام جانشين و رهبر انقلاب پس از در گذشت او مىباشد ؛ زيرا هر نوع انقلاب هر چه هم به ثمر برسد و درخشندگى خاصى پيدا كند در هر حال ، به وجود رهبرى نيازمند است كه پس از درگذشت بنيان گذار ، رهبرى انقلاب را به عهده بگيرد و موانع پيشرفت را از سر راه آن بر دارد و با الهام از اصول انقلاب ، مشكلات آن را براى مردم توضيح دهد و تفسير نمايد ؛ به عبارت ديگر ، پيامبر پايه گذار دين و امام ، حافظ و مدافع و مبين تعاليم پيامبر است . در اين صورت صحيح است بگوييم مقصود از « هادى » همان امام است كه روشن كنندهء آيين است . مفسر عالى قدر شيعه ، مرحوم على بن ابراهيم در مقام بيان اختصاص
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 11 ، ص 359 . ( 2 ) . تفسير برهان ، ج 10 ، ص 280 .